عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

476

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

وى ( ممدوحه شاعر ) همانند نخستين تخم شترمرغ ( يا همانند درّ بىنظير محفوظ در صدف خود يا همانند گياه ( بردىّ ) « 75 » ) است كه سفيدى آن آميخته با زردى است ، و آب گوارايى كه به آن راه يافته نشده ، سيرابش ساخته است . 662 - و بيضة . . . ص 245 ( و سفيدرويى چون ) تخم شترمرغى كه آهنگ سراپرده‌اش نمىشود . . . 663 - و بيض . . . ص 246 و چه بسا سفيدرويانى ( تخمهايى ) كه در هنگام چاشت شترمرغ نر سياهى همچون خيمه فروريخته را ( با ترسانيدش ) از پشت آن تخمها برداشتيم . 664 - يغادر . . . ص 246 آن شترمرغ نر در جايگاه تخم‌گذارى تخمى را رها مىكند « 76 » كه گويى ستارگان ثرياست كه ميان ابرها آشكار شده است . 665 - و ترى . . . ص 246 و ستاره ثريا را در آسمان همچون تخمهاى مستقر در جاى تخم‌گذاريى مىبينى كه در دشت هموار نمايان است . 666 - ما ليلة . . . ص 247 نيست شب آن چاه مسمّى به « فقير » مگر شيطانى كه روح آدمى را هلاك مىسازد . 667 - أ يقتلنى . . . ص 247 آيا مرا مىكشد در حالى كه شمشير « مشرفى » و نيزه‌اى تند همچون نيشهاى غولان همخوابه من است ! ؟ 668 - و ألدّ . . . ص 248 و چه بسا دشمن سرسخت بر من خشمگين كه گويى دشمنى سينه‌اش در ديگ مىجوشد .

--> ( 75 ) - « بردىّ » نام گياهى است كه در آب رويد . ( منتهى الارب ) . - م . ( 76 ) - مطابق روايت ديوان ترجمه چنين مىشود : « آن شترمرغ ماده در جايگاه تخم‌گذارى در بيابان بسوى تخمى مىشتابد ( يا بر شترمرغ نر پيشى مىجويد ) . - م .